میشه گفت جدا خوشحالم که سومین اشتباه احمقانه و البته در نوع خود بی نظیراتفاق افتاد و این قائله ختم به خیر شد(البته روی نتیجه ی آخریش خیلی نمیشه حساب کرد!)...
بگذریم که من اصولا نقش مثال نقض رو در مسائل اثبات شده بازی می کنم و احتمال هر اتفاقی وجود داره. جریان از این قرار که من تو امتحان هام بی دفتی زیاد می کنم اما بعضی هاشون جدا تاریخی هستن
سوم دبیرستان ... زنگ جبر، من وفرانک نشسته بودیم و داشتیم حل می کردیم سوالها رو. من نگام افتاد به ورقه ی فرانک که 4،4 تا رو 4 حساب کرده بود! بهش گفتم و امتحان تموم شد جوابها که اومد من تو برگه دو دوتا رو 16 حساب کرده بودم!!! گرچه تو این دوره زمونه این نتیجه ی بعیدی نیست....
سوم دبیرستان ... زنگ جبر، من وفرانک نشسته بودیم و داشتیم حل می کردیم سوالها رو. من نگام افتاد به ورقه ی فرانک که 4،4 تا رو 4 حساب کرده بود! بهش گفتم و امتحان تموم شد جوابها که اومد من تو برگه دو دوتا رو 16 حساب کرده بودم!!! گرچه تو این دوره زمونه این نتیجه ی بعیدی نیست....
دومیش ترم سه رشته ریاضی کاربردی!!! سر امتحان آنالیز قضیه اثبات کردم در حد تیم ملی اما آخرش درست در نمی اومد ، چرا؟ چون صورت و مخرج کسرم که برابر بودن رو با هم زدم نوشتم صفر!!! خب با هم رفتن هیچی نموند... : دی
و میرسیم به آخری یکی از افتخاراتم توانایی حل انتگرالِِ ِ ولی جدا نمی دونم چطوری این کار رو سر امتحان کردم ! برای حل انتگرال cos ln x از روش جزء به جزء نوشتم:
u=ln x و dv=cosx !!!!!
خب پیش میاد ولی هنوز خودم از این آخری در شگفتم! پیش خودمون بمونه که شب قبلش برای دو نفر توضیح دادم این مسئله رو!
و حالا من امروز بازهم شاهكاري كم نظير خلق كردم و گويا اين داستان همچنان ادامه داره...
و حالا من امروز بازهم شاهكاري كم نظير خلق كردم و گويا اين داستان همچنان ادامه داره...



